تبليغاتX
UIC

UIC

وبلاگ هنري

دیو و دلبر دو اسمی است که با هم به خاطر می آیند
اما همه دیوها دلبر ندارند. دیوها از اول دیو نبودند
و چون ما آنها را نفهمیدیم دیو شدند.
دیوها فقط نیاز به توجه و فهمیده شدن دارند.
همه دیوها نیاز به دلبر دارند.

چه کسی می خواهد دلبر این دیو باشد؟


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 22:33  توسط علي هاشمي شهركي  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 4:15  توسط علي هاشمي شهركي  | 

طرح جلد برای مجله رشد نوآموز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 5:2  توسط علي هاشمي شهركي  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 2:43  توسط علي هاشمي شهركي  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 22:22  توسط علي هاشمي شهركي  | 


يك شاخه گل براي همه

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 0:24  توسط علي هاشمي شهركي  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 1:14  توسط علي هاشمي شهركي  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 4:0  توسط علي هاشمي شهركي  | 


چند وقت پیش این نوزاد گوشه یکی از یادداشت‌هايم متولد شد.
او يك توله ديو است؛ احتمالا از نوادگان همان ديو سفيد كه روزگاري
بازيگر نقش مقابل رستم خان خودمان بود... 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 2:53  توسط علي هاشمي شهركي  | 


هوای این‌‌روزها بدجور هوس قدم زدن را به سر آدم مي‌اندازد. به خيابان كه مي‌روي دوست نداري به خانه برگردي؛ تا نور روز و پاي رفتن هست مي‌خواهي راه بروي. هوا، هواي پرسه زدن و غرق شدن در فكرهاي جوراجور است. اين روزها را مثل روزهاي پاييز دوست دارم؛ فاصله‌هايي ميان سرما و گرماي شديد. اعتدال‌ اين روزها دلپذير است.

طرح بالا را اسفند پارسال در جلسه‌اي رسمي و فوق جدي به‌ياد بهار كشيدم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 18:35  توسط علي هاشمي شهركي  | 


بزرگتر ببينيد

اين تصوير براي كتابي كه هيچ وقت چاپ نشد و نويسنده‌اش با ناشر به‌هم زد طراحي شده است. نه اسم داستان را خواهم گفت و نه نام ناشر و نويسنده را؛ هر يك از اين نام‌ها ماجرا را لو خواهد داد و اسباب زحمت من و ناشر و نويسنده خواهد شد.

لطفاً نپرسيد....

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 5:46  توسط علي هاشمي شهركي  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 7:40  توسط علي هاشمي شهركي  | 



اخيرا داستاني را تصويرسازي كردم كه درباره نوجواني حضرت محمد بود. تقريبا همه داستان
در حال خواب براي آن حضرت اتفاق مي افتد و طي آن او متوجه مي شود كه در آينده قرار
است براي او اتفاقاتي بيفتد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 6:46  توسط علي هاشمي شهركي  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 2:21  توسط علي هاشمي شهركي  | 

بزرگتر ببینید

صوفي با خرش وارد خانقاهي شد.



بزرگتر ببینید

صوفيان مقيم خانقاه به خادم گفتند برو خر او را بفروش تا از پول آن امشب سماعي برپا كنيم. خادم چنين كرد. شب جمع صوفيان، از جمله همان صوفي خرباخته، شروع كردند به پايكوبي و سماع و سرود. ترجيع ‌بند سرودشان اين بود كه: خر برفت و خر برفت و خر برفت.



بزرگتر ببینید

صبح وقتي صوفي خواست خانقاه را ترك كند از خادم سراغ خر خود را گرفت. خادم گفت آن سرود و سماع ديشب از فروش خر تو بود. صوفي با اعتراض گفت پس چرا ديشب اين موضوع را به من خبر ندادي. خادم گفت ديشب چند بار آمدم و موضوع را در گوشت گفتم. ولي تو چنان غرق در شور و هيجان بودي كه حرف من اصلاً به گوشت نرفت. وآنگهي، خود تو وقتي ديشب با آن شور و هيجان سرود “خر برفت و خر برفت“ را تكرار مي‌كردي هيچ از خودت پرسيدي كه معنا و منظور از آن چيست؟
صوفي گفت: من كاري به معنا نداشتم! چون همه مي ‌خواندند من هم خواندم.

دفتر دوم مثنوی معنوی، بیت 514 الی 584

* این سه تصویر برای جشنواره تصویرگری شاهکارهای ادبی ایران کار و کاندید جایزه این جشنواره شد. 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 6:33  توسط علي هاشمي شهركي  | 



۲۳X۳۵ ، تکنیک: آکرولیک و چاپ دستی

بزرگتر ببینید

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 18:0  توسط علي هاشمي شهركي  | 

بزرگتر ببنید

میرداماد و شیخ بهایی، فریمی از کتاب قصه ای از آن دورها، مجموعه مشاهیر اصفهان

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 1:38  توسط علي هاشمي شهركي  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 5:19  توسط علي هاشمي شهركي  | 

قابل توجه دوستان، دیر زمانی است که آتش بس اعلام کرده ام.... فکر می کنم که از تاریخ آخرین پستم هم معلوم باشد.... به هر حال بنشینیم با هم کار ببینیم... تقدیم به همه دوستان...


بزرگتر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 9:48  توسط علي هاشمي شهركي  | 

یک تنگ ماشین برای سر سفره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 18:27  توسط علي هاشمي شهركي  | 

یه نخ دود بعد از تحریر یه جلد کشکول

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 18:41  توسط علي هاشمي شهركي  | 

تقدیم به دوست عزیزم مجتبی ذوقی


زنده باد منورالفکرهای افسرده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 1:3  توسط علي هاشمي شهركي  | 




گزارش تصویری از افتتاح نمایشگاه خط خطی ها

برای دیدن عکس ها اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:6  توسط علي هاشمي شهركي  | 



+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 4:3  توسط علي هاشمي شهركي  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 5:30  توسط علي هاشمي شهركي  |