
قرار بود هر کی بزرگتره کلوچه رو بخوره. موش گفت من شونزده سالمه، کلاغ گفت من بیست و نه سالمه و روباه گفت این درخت چنارو می بینید؟ بزرگه؟ هر دو گفتن آره پیره. روباه گفت: وقتی من نوجوون بودم این درخت تازه جوونه زده بود و با این جمله کلوچه را انداخت بالا.
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 1:14  توسط علي هاشمي شهركي
|
