
همیشه هم افتادن و رها شدن از دست های آن که می دارد
یا که می پندارد که می دارد، بدترین بدها نیست.
برنخاستن بد است، نه افتادن.
که افتادن دوباره ایستادن در پی دارد
و همیشه ایستاده بودن بی خبری از افتادن.
وبلاگ هنري

همیشه هم افتادن و رها شدن از دست های آن که می دارد
یا که می پندارد که می دارد، بدترین بدها نیست.
برنخاستن بد است، نه افتادن.
که افتادن دوباره ایستادن در پی دارد
و همیشه ایستاده بودن بی خبری از افتادن.

کلاسهای تخصصی آموزش تصویرسازی برای بزرگسال
انجمن تصویرگران کتاب کودک ایران با بهره گیری از اساتید مجرب اقدام به برگزاری
کلاس های تخصصی آموزش تصویرگری نموده است.
توضیح این کلاس ها به شرح زیر است:
محمدرضا لواسانی
• طراحی
آشنایی با ساختارهای طراحی برای تصویرسازی طی کارگاههای تمرینی متنوع
امیر نساجی
• کلاس تکنیک 1
آشنایی با تکنیک های آبرنگ، اکولین، آب مرکب، مداد رنگی ، پاستل خشک در تصویرسازی
آشنای و کشف ارزشهای حسی و بیانی تکنیک های رنگی این مواد در ایجاد فضای تصویری
محمد مهدی طباطبایی
• کلاس تکنیک 2 (اکریلیک و رنگ و روغن)
آشنایی و کشف ارزشهای حسی و بیانی تکنیک های این مواد در ایجاد فضای تصویری بطور مجرد و یا در تلفیق با یکدیگر
ابولفضل همتی
• کلاس تکنیک 3 (کلاژ)
آشنایی با تکنیک های مختلف کلاژ و استفاده از آنها در تصویرسازی
پروین هانی طبایی
• کلاس تکنیک 4 (چاپ)
آشنایی با تکنیک های چاپ دستی و استفاده از آنها در تصویر سازی
علی هاشمی شهرکی
• تصویرسازی مطبوعاتی
آشنایی با روش های بیان تصویری در یک فریم.
شناخت روش های تصویرسازی برای شعر، داستان، مقاله، گزارش، یادداشت، طنز
فرشید شفیعی
• تصویرسازی داستانی
آشنایی با روش های بیان تصویری در تصاویر ممتد و یا چند فریم
تصویرسازی برای داستان در حوزه کودک و نوجوان.
فریده شهبازی
• تصویرسازی آموزشی
آشنایی با روش های متفاوت تصویرسازی برای آموزش
شناخت ساختارهای تصویرسازی برای کتاب های درسی و کمک آموزشی.
طول دوره دوماه و نیم (۱۰ جلسه)
هر کارگاه یک جلسه سه ساعته در هفته مجموعاً 30 ساعت
محل ثبت نام و تشكيل كلاس: انجمن تصويرگران كتاب كودك
آدرس: خيابان خرمشهر( آپادانا ) جنب شركت ليزينگ صنعت و معدن پلاك 91
تلفن : 88768072 و 88533140

یک روز رفتم... بعد آمدم ... دوباره آمدم و باز رفتم ... در آمدن و رفتنم بود که دیدم ... زیبا... واندرفول... اِکسِلِنت... خودش بود، نه شاید هم خودش نبود. اما چهار خونه پوشیده بود. شاید هم بود، اما نه نبود ... نمی دانم انگار که بود... اما بودن جایگاهی بس رفیع دارد و بودن و باشیدن همانا و بود شدن و نبودن همان... این بودن ها و نبودن ها... این آمدن ها و رفتن ها.. این نه، آن زیبایی... زیبایی، زیبایی... از سر کوچه پیچیدم ... پلاستیک سنگینی می کرد و سنگینی سنگین بود و بود و بود و شاید هم نبود... از هلیکوپتر مکدونالد به کوچه می ریختند و برای من دست تکان می دادند و نظم هر آن چه که بود را بر هم می زدند... دمپایی هایم را برای به فرودگاه رفتن باید در می آوردم و پرید از سرم آن چه که نباید می پرید و بر سر زیبا نشست... ساعت چهار بود و چهار خانه ها رنگ می داد به تنش و قرمزی لبهاش خوب بود و بوی ... گرم شدم و سنگین، و بود شدم و رنگ همه جا آبی شد....