تبليغاتX
UIC

UIC

وبلاگ هنري


درباره اوديلن ردون نقاش سمبوليست

Redon-The Origin of Vision


    فرانسه كشور انقلاب، نوآوري‌ها و فرار از سنت‌هاست. كشوري كه مهد گروه‌ها و هنرمندان تاريخ‌ساز بوده و شايد به جرات بتوان گفت كه در اواخر سده نوزدهم و اوايل قرن بيستم،  داراي تاثيرگذارترين هنرمندان و شاهد شاخصترين اتفاقات هنري بوده است. امپرسونيسم، اكسپرسونيسم، سمبوليسم، فوويسم، سورئاليسم، فتوريسم و خيلي جنبش‌هاي كوچك و بزرگ هنري ديگر در همان سال‌هاي بين دو سده نوزده و بيست از فرانسه به دنيا معرفي و موجب تحولات عظيمي در عالم هنر شدند. تحولي كه آن سال‌ها در هنر نقاشي روي داد بر هيچ هنرمند و علاقه‌مند هنر پنهان نيست و هنوز جنبش‌هاي هنري نوين را تحت تاثير خود دارد. هنر امروز هم كه در دوران پسامدرن قرار دارد خاستگاه‌اش را در همان جنبش‌هاي اوايل قرن بيستم مي‌جويد. جنبش‌هايي كه از دور هم جمع شدن نويسندگان، شاعران و نقاشان نوآوري به وجود آمد كه با نظرات و آثار راديكال خود تاريخ هنري جديد پايه‌ريزي كردند.
    با كمي دقت مي‌توان ديد كه يكي از مكاتب هنري تاثيرگذار و شكل‌ دهنده ساختار نقاشي امروز، سمبوليسم است. در ميان هنرمندان سرشناس سمبوليست، فردي وجود دارد كه با آن كه از اصلي‌ترين پايه‌گذاران اين مكتب بوده، اما چندان شناخته شده نيست. اين نقاش سمبوليست كسي نيست جز اوديلن ردون Odilon Redon . نقاشي كه حتي در دوران خودش هم ناشناس و منزوي بود و شايد اگر در سال 1884 «ج. ك. هيزمانز» J.K. Huysmans روماني ننوشته بود و شخصيت آن، اشراف‌زاده‌اي نبود كه علاقه زيادي به خريد آثار ليتوگراف ردون داشت، هيچ كس به صرافت وجود چنين هنرمندي نمي‌افتاد. رودن چهل و چهار سالش بود كه فضاي هنري فرانسه  سراغ او رفت. او اعتقاد داشت كه هنرمند هميشه فردي خاص، منزوي و تنها با توانايي ذاتي‌ براي مديريت بر امور پيرامون خود است. طبيعي است كسي كه به انزواي هنرمند اعتقاد دارد چندان به چشم نيايد. با اين حال آثار هنرمندان زيادي از جمله گوگن، روسو، شاگال و ماتيس متاثر از آثار او بود.

 


     ردون سال 1840 در «بردو» فرانسه به دنيا آمد، پدرش معمار بود و دوست داشت پسرش هم راه او را ادامه دهد. در نوجواني ردون تحت آموزش «استنيسلاس گورين» Stanislas Gorin با هنر مكتب رومانتيسيسم آشنا شد، مكتبي كه هم از سنت‌ها و قوانين نئوكلاسيسيم گريزان بود و هم خود منطق و بيان احساسات هنري را ترويج مي‌داد. هنرمند جوان پس از آن به اسرار پدر به پاريس رفت تا در دانشگاه معماري بخواند، اما در امتحان دانشگاه پذيرفته نشد و به بردو بازگشت. با طراحي كردن اوقات خود را مي‌گذراند تا اين‌كه با نوشته‌هاي «ادگار آلن پو»، «فلوبر» و «بودلر» آشنا شد. اين سه نويسنده تاثير به‌سزايي در شكل‌گيري مسير زندگي هنري ردون داشتند و او متاثر از نوشته‌هاي آن‌ها طراحي مي‌كرد.

Redon-Silence 1911


     در سال 1864 ردون باز به پاريس رفت و اين بار تصميم به فراگيري نقاشي در دانشگاه گرفت. اما بعد از مدتي متوجه شد كه برقراري ارتباط با آموزش‌هاي آكادميك و سنت‌هاي رايج آن برايش دشوار است. استادان دانشگاه نظرات راديكال ردون را نسبت به نقاشي تقبيح مي‌كردند و همين برخورد موجب شد تا او دانشگاه را رها كند. بعد از انصراف از دانشگاه به كلاس‌‌هاي «ژرومه» Gérôme رفت و با «رودالف برسدين» Rudolphe Bresdin  كه او هم از مطرودين عالم رسمي هنر بود آشنا شد. برسدين، ردون را با آثار رامبراند و دورر آشنا كرد و به او آموخت كه چگونه مي‌توان با بلندپروازي تخيل، طبيعت را دگرگون كرد و در اثر هنري به خدمت گرفت. ردون دوباره به طراحي روي آورد، اين بار آثارش بيشتر شكل گرافيكي داشت و با زغال سياه كار مي‌كرد. او تحت تاثير ادبيات رومانتيك و خصوصا شعر سعي مي‌كرد تصاويري عجيب و فانتزي ايجاد كند. مدتي به مصورسازي كتاب و كاريكاتور مشغول شد اما آثارش كاملا شخصي، عاري از طنز و بيشتر در خدمت متن بود. در اين دوران ردون با «فانتين لاتور» دوست شد و نتيجه اين دوستي آشنايي با تكنيك ليتوگرافي بود. با فراگيري اين تكنيك او به فكر انتشار مجموعه‌اي از آثارش افتاد و تا سال 1875 انتشار ليتوگراف‌هايش طول كشيد. آثار اين دوره او هم مملو از موجودات و حشرات عجيب و گياهاني با سر انسان بود كه بيشترشان متاثر از نوشته‌هاي آلن پو و «استفان مالارمه» Stéphane Mallarmé بودند.


     ردون به خاطر علاقه زيادش به آثار رامبراند و ديدن كارهاي او از نزديك، در سال 1878 به هلند سفر كرد و آن‌جا از نزديك با هنر فلاندري آشنا شد. او در مورد اين هنرمند شاخص هلندي گفته: «آثار رامبراند هميشه براي من پر از غافل‌گيري‌هاي هنري بوده. گويا او نماد انساني فوق‌العاده‌اي از ابديت لذات هنري ماست. او زندگي منطقي را در پس سايه‌ها پنهان مي‌كند و ايده‌هاي فلاسفه يونان را زير پا مي‌گذارد. به نظر مي‌رسد توسط او خلق تمامي تركيب‌هاي عجيب و اسرارآميز ممكن مي‌شود.»  
تا سن پنجاه سالگي ردون بيشتر آثارش را سياه و سفيد و با تكنيك ليتوگراف و زغال خلق مي‌كرد. اما در در دهه 1890 به شدت مريض شد و در همين دوره ذهن او درگير تناقضات مذهبي و اعتقادي شد. ردون پس از بهبودي، شخصيتي متفاوت و شاداب يافت. با اين تحول روحي آثار او هم متحول شد. ديگر به جاي رنگ مطلق سياه كه براي خلق آثار خود استفاده مي‌كرد، به مدد پاستل و رنگ‌روغن سراغ رنگ‌هاي درخشان رفت. او نقاشي را از سر گرفت و در خلق كارهايش از اسطوره و تصاوير زيباي ايدئاليستيك، گل‌ها، پروانه‌ها و مناظر فانتزي استفاده كرد. در اين دوران همراه پل گوگن گروهي تشكيل دادند و اسم نبي‌ها Nabis يا پيامبران را براي گروه خود برگزيدند. گروهي كه معتقد بودند هيچ لزومي ندارد يك تابلو نقاشي عينا طبيعت را بازنماياند. پس از اين‌كه گوگن گروه را در سال 1891 رها كرد ردون سرپرست آن شد و جلسات اين گروه را در خانه خود برگزار كرد. موريس دنيس Maurice Denis يكي از سرشناس‌ترين هنرمندان و از تئوريسين‌هاي اصلي اين تشكل درباره نقش ردون در گروه گفته: «قبل از تاثيرات سزان كه از طريق گوگن به گروه منتقل مي‌شد، طرز تفكر و ذهنيات ردون بود كه به واسطه مجموعه ليتوگراف‌ها و طرح‌هاي زيباي زغالي‌اش تعيين كننده مسير معنويت‌محور، گروه هنري ما بود.»


     سه سال قبل از مرگ ردون آمريكايي‌ها اين هنرمند تاثيرگذار سمبوليسيت را كشف كرده و در نمايشگاه بين‌المللي هنر مدرن نيويرك آثار او را به ايالات متحده معرفي كردند. اوديلن ردون، ششم ژولاي 1916 در پاريس در حالي كه تابلوي رنگ‌روغن «باكره»‌ي او ناتمام بود، چشم از جهان فرو بست و سال‌ها پس از مرگ‌اش، سمبوليست‌ها او را يكي از باارزش‌ترين‌ها و پيشروهاي جنبش سمبوليسم معرفي كردند.


 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 7:14  توسط علي هاشمي شهركي  | 

هفته گذشته، هفته‌اي پر خبر براي انجمن تصويرگران كتاب كودك بود. اول هفته نمايشگاه تصويرگران افتتاح شد و كتاب سال تصويرگري منتشر شد و در طول هفته نشست‌هاي تخصصي مختلفي در زمينه حرفه تصويرگري برگزار شد و در آخر هفته جلسه مجمع عمومي انجمن برگزار شد كه نتيجه آن انتخاب هيات مديره دو سال آينده انجمن تصويرگران كتاب كودك بود.

شنبه روز خوبي بود

روز شنبه 22 مرداد ماه ساعت پنج عصر خانه‌ي هنرمندان پر از  تصويرگر شده بود. تصويرگراني كهنه‌كار، حرفه‌اي و آماتور، كه همگي براي مراسم افتتاحيه نمايشگاه «تا دوسالانه ششم» تصويرگران کتاب کودک آمده بودند. همه پس از سه سال به اين اميد دور هم جمع شده بودند تا روزي بيايد كه دوسالانه‌اي كه بايد هر دوسال يك بار برگزار شود به سر و ساماني برسد و اين غيبت‌هاي چند سالانه‌اش تمام شود. از طرف ديگر ديدن كتابي را كه قرار است هر سال معرف تلاش‌ها و توان تصويرگران ايران باشد دست بگيرند، ورق بزنند و به انتظار چندين ماهه خود براي ديدن آن خاتمه بدهند. اصلا گردهمايي تصويرگران براي اعتراضي آرام به برگزار نشدن دوسالانه‌شان به بهانه انتشار «کتاب سال تصويرگران» در اين زمان برپا شد و نمايشگاهي هم با 200 تابلو كه منتخبي از آثار منتشر شده در اين كتاب بود برگزار شد، تا توانايي مصوران ايراني كه از طرف برخي دوستان و مسئولان فرهنگي كشور مظلوم واقع شده‌اند، ديده شود.

يكشنبه و  يك كتاب
كتاب 412 صفحه‌اي كه با اسم کتاب سال تصويرگران در هفته گذشته منتشر شد اولين كتابي است كه قرار است نقش «كتابِ اول» تصويرگران ايراني را بازي كند. كتابي كه صفحه، صفحه آن را تصويرگران خريدند تا فضايي براي معرفي آثار خود به ناشران و سفارش دهندگان خود داشته باشند. كتاب‌هاي اين مدلي  در دنيا كاملا جاي خود را باز كرده‌اند و مطرح‌ترين اين ژانر كتاب «شو كيس» Show Case  آمريكايي است، اما شايد در ايران كه اصولا روابط و نه تبليغات شخصي Self Promotion  نقش مهمي در سفارشات كاري دارد تاثير زيادي نداشته باشد. ولي خب تجربه كردن كه عيب نيست! اين كتاب با بيش از هزار اثر از 160 تصويرگر، در قطع رحلي بزرگ چاپ شده و با قيمت دويست هزار ريال به فروش مي‌رسد. اين 160 نفر از بين 290 نفري كه آثارشان را به دبيرخانه فرستاده‌ بودند، توسط هيات انتخاب انجمن تصويرگران كتاب كودك آقايان كريم نصر، محمدرضا دادگر، ‌محمدعلي بني‌اسدي، بهزاد غريب‌پور و ‌محمودرضا بهمن‌پور انتخاب شدند و اين شانس را پيدا كرند تا كارهايشان ديده و شايد هم از طرف ناشري انتخاب شوند.

شبهاي سه گانه 
در طي هفته گذشته سالن بتهوون خانه‌ي هنرمندان، سه شب ميزبان تصويرگران بود و در آن شب‌ها نشست‌هاي تخصصي در زمينه حرفه‌ي تصويرگري برگزار شد. اين نشست‌ها با موضوع‌هاي «حرفه تصويرسازي، نگراني‌هاي تصويرسازي»، «راه‌هاي جهاني شدن و نقد تصويرسازي امروز ايران» و «کودک و نوجوان، مخاطبان ما کيستند» با حضور تصويگران، نويسندگان، ناشران، مسئولان فرهنگي و روان‌پزشكان برگزار شد.

شب اول: آيا تصويرگري يك حرفه است؟
شب يكشنبه، 23 مرداد اولين جلسه از نشست‌هاي تخصصي همايش سه روزه «تا دوسالانه ششم» با موضوع «حرفه تصويرسازي، نگراني‌هاي تصويرسازي» به مديريت مهنوش مشيري و با حضور تصويرگران پيش‌كسوت محمد رضا دادگر، کريم نصر، بهزاد غريب‌پور و محمودرضا بهمن پور، ناشر و مديرعامل انجمن تصويرگران برگزار شد.
در اين جلسه بحث با سخنان بهمن‌پور در بررسي نگراني‌هاي تصويرسازان در اين حرفه از قبيل تاثير منفي شرايط بيروني بر اين هنر، نبود نقد و يك نظام اقتصادي واقعي شروع شد. او نتيجه گيري كرد كه با اين وضعيت و شرايط جامعه تصويرگري ما نمي‌تواند جامعه‌ي حرفه‌اي باشد. هنرمند ما چشم و دلش به سوي نهادهاي دولتي است. تصويرگران يا كارهاي ديگري دارند و در كنار آن‌ها به كار تصويرگري هم مي‌پردازند يا تصويرگري مي‌كنند و در پستوي خانه‌شان مي‌گذارند، با اين وضعيت تصويرگران از حرفه‌اي شدن بدور مي‌مانند.
در ادامه محمدرضا دادگر بحث ديگري را مطرح كرد، او به آسيب‌شناسي مديريت هنري پرداخت و گفت بحث مديريت هنري در كشور ما خيلي سابقه‌ي طولاني ندارد. تصويرگري كتاب كودك و نوجوان در دل كارگرافيك است و گرافيك خاصيت‌اش داشتن سفارش دهنده است و اين‌جاست كه نظارت مدير هنري ارزش پيدا مي‌كند. يك مدير هنري در كنار تصويرگر است و از سفارش دهنده يا ناشر با تصويرگر همزبان تر است. بنابراين يكي از نگراني‌ها مي‌تواند همين باشد كه اغلب انتشاراتي‌هاي كتاب كودك و نوجوان از مديران هنري استفاده نمي‌كنند.
بهزاد غريب‌پور در ادامه بحث دادگر توضيح داد كه مدير هنري بايد جايگاه‌اش مشخص باشد. او بايد واسطه‌اي بين نويسنده و تصويرگر باشد و بايد آگاهي جامع‌اي در اين دو حيطه داشته و اين ارتباط را مديريت كند. وجود يك مدير هنري به اين شكل الزامي است. مدير هنري اصلا نبايد جهت 100 درصدي به كار بدهد. بلكه موجب رشد نگاه و فكر تصويرگر در كار شود و در نهايت فضايي ايجاد كند كه باعث رشد آن مجموعه شود.
اما كريم نصر با صراحت اعلام كرد كه : به نظر من تصويرگري حرفه نيست. او توضيح داد كه سه دسته عوامل در عدم تحقق حرفه شدن امروز تصويرگري دخيل هستند و در راس اين‌ عوامل تصويرگران هستند. بعد ناشران و بعد برنامه‌ريزان. او گفت ما دو دسته تصويرگر داريم كه يك دسته آناني كه پايبند هيچ اصولي نيستند و بيشترين سلطه را در بازار نشر دارند كساني كه مي‌گويند هر چه ديگران مي‌گيرند ما 10 درصد پايين‌تر مي‌گيريم. اين‌ها رقابتي ناسالم را ايجاد مي‌كنند كه تصويرگري را از حرفه‌اي شدن دور مي‌كند. دسته‌ي دوم كساني هستند كه نمي‌دانند دوران كودكي تمام شده و وارد بازار كاري شده‌اند كه بخش عمده آن را اقتصاد تعيين مي‌كند. اين دسته از تصويرگران ما با ناشر قرارداد نمي‌ببندند و تفاوت كار فرهنگي را با صنعت فرهنگي نمي‌دانند. وقتي تصويرگر در مورد حق‌الزحمه خود صحبت نمي‌كند از او سوءاستفاده مي‌شود و بنابراين خود تصويرگران در حرفه‌اي نشدن تصويرگري مقصرند. در آخر نصر هشدار داد كه اگر بخواهيم تصويرگري حرفه‌اي شود بايد از نظر اقتصادي وضعيتش مشخص شود.
نظر غريب‌پور در اين مورد متفاوت بود، او گفت: من معتقدم تصويرگري حرفه است ولي تصويرگران ما حرفه‌اي نيستند. مشابه‌سازي‌ در كارهاي تصويرگران ما زياد است و از رو دست استاد كار كردن رايج شده. در حالي كه وضعيت يك تصويرگر ضامن پيشرفت تصويرگر بعدي نيست. اين برمي‌گردد به عدم شناخت از نوع مخاطب خود. آسيب آنجاست كه برخي تصويرگرهاي ما مدافع ناشر هستند يعني نگاه حرفه‌اي به كار خودشان ندارند. تصويرگران بايد با نگاهي هنرمندانه كار كنند تا اين حرفه را به جايي ببرند كه جامعه به آن نياز دارد. تصويرگري حرفه‌اي است كه هم جايزه مي‌آورد هم اعتبار، ولي تصويرگر ما حرفه‌اي به آن نگاه نمي‌كنند. بايد نوع نگاه به تصويرگري مدون بشود.

شب دوم: آن طرف آب
«راه هاي جهاني شدن و تصوير سازي» و «نقد تصوير سازي»، عناوين بحث دومين نشست تخصصي تصويرگري بود كه شب دوشنبه 24 مرداد برگزار شد. مهمانان اين جلسه، لي‌لي حائري يزدي (مسئول روابط بين‌الملل كانون پرورش فكري)، فرشيد مثقالي (تصويرگر) و رضا هاشمي‌نژاد (مدير نشر افق) بودند.
مهنوش مشيري، مجري اين نشست، بحث را با مقدمه‌اي در باب جهاني شدن آغاز كرد و در ادامه لي‌لي حائري، به فعاليت هاي كانون براي گسترش مرزهاي تصويرگري ايراني اشاره كرد. او گفت معرفي كتاب‌هاي مناسب كودك و نوجوان به حوزه نشر بين‌الملل، معرفي ناشران، نويسندگان و تصويرگران فعال در حوزه كودك و نوجوان و آثارشان به ناشران خارجي و مراكز فرهنگي، برگزاري نمايشگاه‌ها و ورك شاپ‌ها برخي از فعاليت‌هاي دفتر روابط بين‌الملل كانون براي گسترش حوزه فعاليت و معرفي تصويرگران كتاب كودك بوده است.
فرشيد مثقالي در زمينه جهاني شدن گفت غرب جوامع مصرفي دارد. مردم به مصرف همه ‌چيز از ضروريات روزمره تا موارد فرهنگي معتادند. بنابراين در آن‌جا جرياني برقرار است كه به طور دايم توليدات تازه مي‌طلبد و محصولات تازه مي‌خواهد. به صورت تئوري ما مي‌توانيم به آن‌ها به صورت مصرف‌كننده محصولات فرهنگي خودمان نگاه كنيم، ولي در عمل اين محصولات بايد به نوعي از مقررات توليدي و سطح كيفي محتوايي بالايي برخوردار باشند تا آن‌ها طالب آن باشند و ما در مجموع هنوز به اين سطح بالاي كيفي نرسيده‌ايم. ممكن است در يك بخش قوي‌تر و در يك بخش ضعيف‌تر باشيم ولي مجموعاً يك محصول كامل نداريم. بنابراين اكنون به لب مطلبي كه مورد نظرم است مي‌رسيم. پختگي و كامل شدن محصولات ما بايستي در وهله‌ي اول در بوته‌ي آزمايش بازار داخلي كامل شود تا قابليت جهاني شدن را پيدا كند. بازار داخلي ما كه خود يكي از بزرگ‌ترين بازارهاي محصولات فرهنگي كودكان است، بهترين مكاني است كه ما بايد و مي‌توانيم كه از آن شروع كنيم. بازار كودكان ايران، بازاري است بزرگ و بخشند و بسيار بخشنده به دليل نياز تقريباً هر آشغالي را مي‌پذيرد و مي‌خرد. از اشتباهات مي‌گذرد و سرمايه‌ي لازم براي رشد ناشران ما را فراهم مي‌كند.
رضا هاشمي‌نژاد،‌ با تاييد سخنان مثقالي، گفت پس از سال ها فعاليت در حوزه‌ي نشر و حضور در چندين نمايشگاه و جشنواره كتاب دقيقا به اين نتيجه رسيده‌ام كه بايد كتاب به صورت كامل به ناشران خارجي ارايه شود. چرا كه تنها در اين صورت است كه سرمايه‌گذاري آن‌ها توجيه اقتصادي پيدا مي كند. بارها شاهد اين بوده‌ام كه تصويرگران مجموعه‌اي از آثار بسيار درخشان خود را به ناشري خارجي ارايه مي‌دهند و او در پاسخ فقط مي‌گويد كارها بسيار عالي است ولي فعلا كاربردي براي آن وجود ندارد.
بحث نقد تصوير سازي هم با سخنان لي‌لي حائري يزدي آغاز شد. مهمترين نكته‌اي كه او در اين بحث به آن اشاره كرد لزوم حضور مديريت نظام‌مند، متمركز و هدفمند بود. او گفت يك مديريت هدفمند بايد وجود داشته باشد تا به وضعيت كنوني سر و سامان بخشد. اين مديريت بايد بتواند براي تصويرگران راهنما باشد و ناشر داخلي مناسب با استيل تصويرگر به وي معرفي مند و زمينه همكاري آن دو را فراهم آورد. اين مديريت مي تواند در مواردي كه حقوق تصويرگران مورد تهديد قرار مي گيرد، از آنها حمايت كند. او در ادامه سخنان خود به لزوم همسو شدن همه مراكزي كه در زمينه تصويرگري كتاب كودك فعاليت مي‌كنند اشاره كرد تا بتوانند با قدرت بيشتري مطالبات خود را مطرح كرده و براي به دست آوردن آن تلاش كنند.
فرشيد مثقالي سخنانش را به بررسي فعاليت دانشگاه‌ها و مدارس هنري، تصويرگران و نشر، آغاز كرد. او گفت در مدارس ما، شاگردان براي يك فضاي تجريدي كه معلوم نيست كجاست تربيت مي شوند. در هنر تصويرگري، مثل اين است كه اين شاگردان فقط براي مسابقه‌ها و يا بالاترين سطح بازار جهاني بايد تربيت مي‌شوند آموزش بر مبناي توانايي‌هاي فردي نيست بلكه يك مدل تخيلي از گرافيست و مصور هست كه اين‌ها براي تطبيق با آن مدل آموزش مي‌بينند. ماحصل اين مدرسه‌ها، مصوراني هستند كه وقتي وارد بازار كار مي‌شوند به دو قطب مختلف جذب مي‌شوند. يا طراحاني كه گرايش جهاني شدن در بالاترين سطح را دارند كه بيشتر با بيان شخصي و بسيار خاص سروكار دارند. و يا طراحاني كه جذب بازار عمومي نشر شده و با صاحب‌كاران تند، زود و سريع و ارزان سروكار پيدا مي‌كنند كه اصطلاحاً‌ آن‌ها را بازاري مي‌ناميم. تصويرسازي ما دچار يك حالت انجماد در بيان حس‌ها است. تقريباً تمام آثار تصويرگري امروز يك حالت مجسمه گونه دارد حركت ندارد. حس‌ها در آن ديده نمي‌شوند. نه خشمي، نه خوشحال و نه ترسي. اگر هم هست زندگي ندارد، و منجمند است. اين در مورد آثار تصويرگري بسيار هنرمندانه و تجريدي ممكن است امتيازي هم محسوب شود ولي در درصد بالايي از تصاوير يك نقيصه محسوب مي شود.
او در بحث نشر هم با اشاره به اينكه نشر ما نيز مثل هنر گرافيك و مثل مدارس ما در مراحل ابتدايي و در حال فرم گرفتن است، ‌گفت با اين كه سال‌هاي سال است كه كتاب چاپ مي‌شود و هر روز هم به تعداد ناشران و كتاب‌ها اضافه شده است ولي ساختار اغلب موسسات نشر ساختاري ابتدايي است نه يك سازمان متفكر. اگر هم هست آدم‌هاي درست خود را ندارد. نشر علاوه بر سازمان پژوهش و توليد متون و مواد، بايستي سازمان گرافيك داشته باشد. بخش گرافيك بخشي است كه به متون لباس و شكل مي‌دهد بسته بندي مي‌كند و براي چاپ آماده مي‌كند.
رضا هاشمي‌نژاد هم با تاييد خام بودن نشر ما گفت ما بزرگترين سازمان نشر خاورميانه را داشتيم كه آن را با دست خود نابود كرديم و بايد تاوان آن را هم بدهيم. شك نداريم كه در رقابت بازار جهاني، ‌حتما تصويرگران ما مي‌توانند حضور داشته و رقابت كنند به شرط اينكه آداب كار را رعايت كنيم و هر بخش كار را فرد متخصص و با صلاحيت به عهده بگيرد و تصويرگر خود به دنبال بازاريابي نرود. او در جمع بندي سخنانش گفت توصيه من اين است كه انجمن تصويرگران كتاب كودك، انجام چند كار را در اولويت قرار دهد. اولا روابط ناشر و تصويرگر را شكل دهد. ثانيا، مدلي از قرار داد را براي تصويرگران آماده كند تا با استفاده از آن كليه حقوق تصويرگران محفوظ بماند و ثالثا اينكه نقش مدير هنري را براي تصويرگران روشن كرده و آن‌ها را ملزم كنند اين نقش در فرايند چاپ كتاب بپذيرند.

شب سوم: به دنبال كودك درون
«كودك و نوجوان، مخاطبان ما كيستند»، ‌عنوان جلسه سوم از نشست‌هاي تخصصي تصويرگري انجمن تصويرگران بود كه شب سه شنبه 25 مرداد در خانه‌ي هنرمندان ايران بر پا شد. در اين جلسه،‌ دكتر آذرميدخت مفيدي (روانپزشك و روانكاو)، مهدي حجواني (نويسنده، منتقد و مترجم) و فريده شهبازي (گرافيست و تصويرگر) به بحث و گفت و گو درباره اين موضوع نشستند.
مهنوش مشيري، به روال دو نشست پيشين، ‌جلسه را با مقدمه‌اي در باب موضوع آغاز كرد. او گفت همان گونه كه بسياري از سنن،‌ تاريخ خلقت را به چهار دوره طلا، نقره، ‌مفرغ و آهن تقسيم كرده‌اند، همان گونه كه سال در گردش فصول از بهار و تابستان و پاييز و زمستان مي‌گذرد و همان گونه كه روز از بامداد و ظهر و عصر و شام تشكيل شده است، همان گونه است كودكي،‌ بلوغ، جواني و پيري در زندگي ما. مخاطبان ما كيستند؟ كودكان در بامداد بهاري عصر طلايي زندگي يا بعد از حادثه بلوغشان؟
فريده شهبازي در جواب به اين سوال گفت ما تصوير گران اغلب هنگام كار، فراموش مي كنيم آثارمان را براي ارايه به چه كساني آماده مي كنيم و معمولا خود را در معرض ارزيابي بزرگسالان قرار مي دهيم. كودك و نوجوان، ‌طيف بسيار وسيعي از مخاطبان‌اند و تصويرگر ‌حتما بايد مخاطب آثار خود و طبقه‌بندي سني آن‌ها را بشناسد.
آذرميدخت مفيدي هم در اين زمينه گفت در كار براي كودكان نويسنده و تصويرگر بايد اول پاسخ پرسش‌هايي را براي خود روشن كند. اول اينكه، مي‌خواهد خود را بيان كند يا كودكان را و دوم اينكه مخاطب كارش چه كودك و نوجواني است؟ حتي با توجه به شرايط سني مشترك، ساختار شخصيتي همه كودكان يكسان نيست.
مهدي حجواني، با تاييد اهميت مخاطب‌شناسي، موضوع جلسه را به چالش كشيد. او گفت رويكرد به ادبيات، به طور كلي، سه دوره را پشت سر گذاشته است. اول رويكرد به مولف و تصويرگر اصل بود. دوره دوم متن اهميت پيدا كرد و در دوره سوم، مخاطب محوري مورد توجه قرار گرفت. اين رويكرد سوم گاهي اوقات سبب مي شود كه هنرمند دچار فرافكني شده و‌ضعف‌هاي هنري خود را به گردن مخاطبان و گم بودن آن‌ها بيندازد. به عبارت ديگر اگر نويسنده و تصويرگر صادقانه فكر كند كه اولين مخاطب اثر خود، خود است ديگر نبايد نگران مخاطب باشد. اثر خوب،‌ نه تنها مخاطب خود را پيدا مي كند بلكه به عكس حتي مخاطب مي‌گردد و آن را مي يابد. و ادامه پرسيد:« آيا با توجه افراطي به مخاطب،‌ راه خلاقيت هنري را سد نمي كند؟»
فريده شهبازي در پاسخ گفت وقت ياد گرفتن و شناخت مخاطب، هنگام خلق اثر نيست. هنرمند بايد از قبل آموخته باشد و مخاطبش را بشناسد و به ايزار كار خود آگاه باشد. اين دانسته‌ها هنگام خلق اثر ناخودآگاه او را راهنمايي مي‌كنند و به كمكش مي آيند.
آذردخت مفيدي گفت در دنياي بزرگتر‌ها،‌ هنر را مي‌توان براي هنر خلق كرد،‌ و هركس با توجه به علايقش از ميان آن‌ها، ‌آن چه را دوست دارد انتخاب كند. اما كودك طبيعي، از ابتداي تولد تا بلوغ ابزار پردازش اطلاعات، تطبيق با واقعيت و انتخاب ندارد و تنها گيرنده است. تمام آن چيز‌هايي كه در اين دوره به او داده مي شود، ‌جزو ابزارهايي قرار مي‌گيرد كه با آن زندگي را مي‌شناسند. درست است كه توجه مداوم و در نظر داشتن دائمي نيازهاي مخاطب خلاقيت را ملغي مي‌كند اما بزرگسالي كه براي كودكان كار مي‌كند، ‌بايد به چنان بلوغي رسيده باشد كه با كودك درون خود همانند سازي كند.
مهدي حجواني با تاييد سخنان دكتر مفيدي گفت در هنگام خلق اثر، ‌هنرمند بايد آزاد باشد،‌ مخاطب‌شناسي فرايندي است كه بعد از آفرينش اثر انجام مي‌شود و افراد ذي‌صلاح تشخيص مي‌دهند كه كار براي چه گروه سني مناسب است. و به تصوير‌گران پيشنهاد كرد كه اگر داستان‌هايي كه براي تصوير‌گري در اختيارشان قرار مي‌گيرد نمي‌پسندند، خود دست به قلم ببرند و طبع‌آزمايي كنند. چرا كه وقتي هنرمندي خود كتابي كامل خلق مي‌كند،‌ با علاقه و وسواس بيشتري به كار مي‌پردازد.

اين مديران جديد
ساعت پنج عصر روز چهارشنبه 26 مرداد قرار بر آن بئد تا تمامي اعضاي انجمن تصويرگران كتاب كودك در سالن اجتماعات موزه هنرهاي معاصر جمع شوند تا با هيات مديره دوسال گذسته انجمن خداحافظي و هيات مديره‌اي جديد انتخاب كنند. اما تقريبا يك ساعت و نيم طول كشيد تا نصف اعضا به علاوه يك بيايند تا جلسه رسمي شود، شايد حق با كريم نصر است و ما حرفه‌اي به اسم تصويرگري نداريم تا تصويرگر حرفه‌اي داشته باشيم. اعضايي كه براي انجمني كه قرار است به امور تصويرگري رسيدگي كند پيش آن‌ها آن قدر ارزش ندارد كه حتي براي انتخاب مديران‌اش بيايند. به هر حال با اعلام رسميت يافتن و استقرار هيات رئيسه جلسه، اول خانم فريده شهبازي به نمايندگي از هيات مديره، گزارشي از فعاليت دوساله انجمن داد و پس از او محمودرضا بهمن‌پور هم به عنوان مديرعامل انجمن ترازنامه مالي انجمن را براي اعضا خواند. او اين نويد را به حضار داد كه حدود 70 درصد از بودجه دوسالانه ششم تصويرگران در نتيجه پي‌گيري‌هاي هيات مديره و دبيرخانه انجمن تامين  شده است. محمد مهدي طباطبايي هم به عنوان بازرس انجمن در اين جلسه سخن گفت و همه اطمينان داد كه ترازنامه مالي انجمن هيچ عيب و ايرادي نداشته. البته به عقيده او در موسسه‌اي كه پولي براي خرج كردن نداشته باشد، فرصتي هم براي سوء استفاده‌هاي مالي نمي‌ماند.
پس از راي گيري براي تغيير يكي از بندهاي اساسنامه انجمن تصويرگران كتاب كودك، هيات رئيسه جلسه كه متشكل از محمدعلي بني‌اسدي، بهزاد غريب‌پور، مهدي حجواني، ليلي درخشاني و نفيسه شهدادي بودند از حضار خواستند تا كساني كه براي شركت در انتخابات هيات مديره مايل به كانديد شدن هستند، تمايل خود را اعلام كنند. از ميان اعضاي انجمن تصويرگران كتاب كودك، محمدعلي كشاورز، محمدرضا دادگر، فيروزه گل‌محمدي، محمد مهدي طباطبايي، فريده شهبازي، كمال طباطبايي، فرشيد شفيعي، عليرضا گلدوزيان و كيانوش غريب‌پور آمادگي خود را براي كانديداتوري هيات مديره اعلام كردند و از ميان آن‌ها فريده شهبازي، محمدرضا دادگر، محمد مهدي طباطبايي، فرشيد شفيعي و كيانوش غريب‌پور با اكثريت ارا براي هيات مديره و فيروزه گل‌محمدي و كمال طباطبايي هم به عنوان اعضاي علي‌البدل هيات مديره انتخاب شدند. پس از آن از ميان كانديداهاي بازرسي انجمن هدا حدادي به عنوان بازرس و عطيه بزرگ سهرابي هم بارزس علي‌‌البدل انتخاب شدند و جلسه با عكس‌ يادگاري  دست‌جمعي اعضاي انجمن تمام شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 8:18  توسط علي هاشمي شهركي  |