هنوز هم خيليها تصويرگري را هنر نميدانند

مهدي نورعليشاهي: هنرهاي تجسمي در حوزه هنر تصويرگري و تصويرسازي بسيار مهجور است. با آنكه بسياري از كتابهاي درسي و غيردرسي با تصاوير هنرمندان تصويرگر تزيين شدهاند و كودك ايراني از ابتداي تحصيل چشم در رنگ و لعاب اين هنر مياندازد، اما هنوز بسياري تصويرگري را هنر بهشمار نميآورند و اين يك واقعيت است.
با همه اين تفاسير و بيمهريها به اين هنر در ايران، هنرمندان ايراني اين رشته در جهان نام و آوازهاي به همزدهاند. جشنوارهها يك به يك برگزار ميشوند و هر روز نام هنرمندي ايراني در ميان برگزيدگان به چشم ميخورد. جايگاه جهاني اين هنر از سويي و بروز استعدادهاي هر روزه در كشورمان كه تعجب بسياري از منتقدان هنري در جهان را به خود معطوف داشته، از سويي ديگر محيطي نسبتا خنثي را براي هنرمندان اين رشته ايجاد كرده است.
علي هاشمي شهركي هنرمندي است كه سالهاست نامش با جوايز متعدد از مسابقات و جشنوارههاي معتبر داخلي و خارجي در زمينه نقاشي، گرافيك، كاريكاتور و تصويرسازي گره خورده است. هنرمندي كه در خارج از ايران او را بيشتر از داخل ميشناسند. او داراي كارشناسي ارتباط تصويري و كارشناسي ارشد تصويرسازي از دانشگاه است كه اكنون بهعنوان مدرس در همين حوزه در دانشگاه مشغول به كار است. داوري و دبيري چندين و چند جشنواره داخلي و بينالمللي اكنون از وي هنرمندي سرشناس در اين حوزهها ساخته است. او چندي است كه به عنوان مديرعامل انجمن تصويرگران ايران مشغول به كار شده است تا به عنوان بالاترين مقام رسمي در اين حوزه حرفهايش شنيدنيتر از قبل باشد.
• براي شروع ميخواهم از مفهومي با نام تصويرگري ايراني شروع كنم! برخي معتقدند تصويرگري در ايران با آن چيزي كه در كل دنيا هست و مفهوم آن را در برميگيرد، تفاوت دارد.
بله، چون هنر تصويرگري با مفهوم تصويرسازي براي كتاب كودك وارد كشور ما شده است. اوايل دهه 40، كانون پرورش فكري كودك و نوجوان يا ناشراني چون فرانكلين، كتابهايي را ترجمه و منتشر كردند؛ كتابهايي كه ويژه كودكان بود و اينگونه بود كه تصويرسازي با كتابهاي كودك، معني پيدا كرد. اگرچه در روزنامهها و نشريات هم از تصوير استفاده ميشد، اما نام كاريكاتور يا طرح بر آن نهاده بودند و نه تصوير. از اين منظر با شما موافقم كه تصويرگري به نوعي ايراني شده است.
• برخي معتقدند تصويرگري در شاخه هنرهاي تجسمي قرار نميگيرد. اين موضوع واقعيت دارد؟
به نظر من اين عقيده اشتباه است چون تصويرگري بنمايه و اساس تمامي هنرهاي تجسمي است.
• اصلا تصويرگري دقيقا به چه معنايي است؟
تصويرسازي، هنر ساختن تصوير است و تصوير آن چيزي است كه در دنياي واقعي و به شكل عيني وجود ندارد و از اين جهت متفاوت با عكس است. البته اگر عكس را هم از آنچه هست خارج كنيم از آن يك تصوير ساختهايم. تصويري كه ميتواند پيام، مطلب و يا داستاني را به مخاطب منتقل كند يا به خلق شخصيت تازهاي بپردازد. اما من دايره تصويرسازي را حتي فراتر از اين ميبينم. كارگرداني هم، گونهاي تصويرگري است. انيماتور همان تصويرگر است و پويانمايي، چيزي بيشتر از آفريدن تصاوير متحرك نيست. مگر نقاشي، مجسمهسازي، گرافيك و حتي هنر جديد و سينما بر اساس ساختن و پرداختن تصاوير به وجود نيامدهاند كه جدا از تصويرسازي باشند.
• تصويرگري ايران و مقايسه آن با تصويرگري جهان قياس صحيحي است؟
پيشرفت تصويرگري ما در يك دهه اخير بسيار چشمگير بوده است. ديگر فاصله چنداني بين هنر تصويرگري ما با هنر تصويرگري در ديگر كشورهاي جهان وجود ندارد و ميتوان به حتم گفت كه تصويرگري ما از بسياري از كشورها پيش افتاده است. گرچه شخصا معتقدم ما هنوز مكتب مستقلي در هنر تصويرگري نداريم، اما به هر حال آثار تصويرسازي ايراني در دنيا بشدت مورد توجه ديگران قرار گرفته است. پيشرفت به حدي بوده كه از نياز داخلي پيشتر رفته و همين نكته منجر شده كه مشكلاتي براي اين هنر در كشور خودمان پيش بيايد؛ مشكلاتي همچون عدم هماهنگي با مخاطب داخلي كه البته شايد اين مشكل را بتوان با حمايتهاي بيشتر متوليان فرهنگي كشور حل كرد. اما اگر اين اتفاق نيفتد فاصله بين محصول يا همان اثر تصويرسازي با مصرف كننده كه همان مخاطب است هر چه بيشتر ميشود...
ادامه مطلب




